تخت پایه

لغت نامه دهخدا

تخت پایه. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) پایه تخت. زیر تخت:
همه در زیر تخت پایه شاه
صف کشیدند چون ستاره و ماه.نظامی.پایه بر پایه، بردوید به بام
رفت تا تخت پایه بهرام.نظامی.گفتمش همسر تو سایه تست
تاج من خاک تخت پایه تست.نظامی.

فرهنگ فارسی

پای. تخت زیر تخت.

جمله سازی با تخت پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تخت پایه چنان توان بر برد که چو افتی ازو نگردی خرد

💡 هم زمین در پناه سایه او هم فلک زیر تخت پایه او

💡 گفتمش همسر تو سایه تست تاج من خاک تخت پایه تست

💡 پایه بر پایه بر دوید به بام رفت تا تخت پایه بهرام

آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
فولون یعنی چه؟
فولون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز