لغت نامه دهخدا
تحیه. [ ت َ حی ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِمص، اِ ) تحیت. تحیة. سلام و تعظیم و تواضع. ( ناظم الاطباء ):
محمد ابن اسماعیل کاهلی
چو همنامان به تحمید و تحیه.سوزنی.رجوع به تحیت و تحیة شود.
تحیه. [ ت َ حی ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِمص، اِ ) تحیت. تحیة. سلام و تعظیم و تواضع. ( ناظم الاطباء ):
محمد ابن اسماعیل کاهلی
چو همنامان به تحمید و تحیه.سوزنی.رجوع به تحیت و تحیة شود.
راسبیه محدثه است
[ویکی الکتاب] معنی تَحِیَّةً: درود فرستادن
معنی یُلَقَّوْنَ: روبرو می شوند (عبارت "یُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّةً وَسَلَاماً " یعنی: در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو میشوند
ریشه کلمه:
حیی (۱۸۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحیه کاریوکا (عربی مصری: تحية كاريوكا؛ ۲۲ فوریهٔ ۱۹۱۹ – ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۹) هنرپیشه و رقصنده اهل مصر بود.
💡 تحیه محمدکاظم (زاده ۱ مارس ۱۹۲۰ – درگذشته ۲۵ مارس ۱۹۹۲) همسر رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر بود و تبار ایرانی داشت و پدرش، کاظم بغدادی یکی از کارمندان ایرانی ساکن در قاهره بود. تحیه از ۲۳ ژوئن ۱۹۵۶ میلادی تا ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی، بانوی اول مصر بود که در سال ۱۹۴۴ میلادی با عبدالناصر ازدواج کرد.
💡 تحیه حلیم در سال ۱۹۶۰ و ۱۹۷۵ دو بورسیه تحصیلی تولید هنر دریافت کرد.
💡 خانواده تحیه حلیم در در سودان زندگی میکردند که او به دنیا آمد. او در کاخ سلطنتی فواد اول پادشاه مصر در قاهره بزرگ شد و تحصیلات ابتدایی او در آن کاخ سپری شد و در آنجا پدرش برنده جایزه فواد اول پادشاه مصر شد.