تبند

لغت نامه دهخدا

تبند. [ ت َ ب َ ] ( اِ ) مکر و حیله. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( لسان العجم شعوری ج 1 ورق 274 ب ). تَرب. ( شرفنامه منیری ). فریب و حیله و مکر. ( ناظم الاطباء ). ترفند. ( لسان العجم ایضاً ). || ( نف ) مکار و محیل را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا )( آنندراج ). مکار و تنبل. ( فرهنگ نظام ):
خر سلاک لولی غربال بند
مدبر بدبخت تونی تبند.پوربهای جامی ( از جهانگیری ).

فرهنگ عمید

۱. مکر، حیله.
۲. (صفت ) محیل، مکار.

جمله سازی با تبند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تبند از تاب رشک طاقت نظاره ام خوش بیا کامشب بهشت دشمنان خواهم شدن

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز