تبرگ

لغت نامه دهخدا

تبرگ. [ ت ُ ب ُ ] ( اِخ ) ولف در لغت شاهنامه بر وزن بزرگ ضبط و به کلمه تورگ ارجاع کرده و درج آن را هم فراموش کرده. درانجمن آرا چنین کلمه را بمعنی حصار آورده. در شاهنامه پیدا نکردم. ( فرهنگ شاهنامه شفق ):
به پیش سپاه اندرآمد تبرگ
که خاقان ورا خواندی پیر گرگ.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دلف در لغت شاهنامه بر وزن بزرگ ضبط و به کلمه تورگ ارجاع کرده و درج آنرا هم فراموش کرده در انجمن آرا چنین کلمه را بمعنی حصار آورده.

جمله سازی با تبرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز پیش سپاه اندر آمد تبرگ بیامد بر نامدار سترگ

💡 تُبُرگ، در شاهنامه نام پهلوانی چینی و برادر خاقان چین است که به فرمان خاقان راه بر گردیه بست تا او را به چین بازگرداند و او را وادار سازد که پس از بازگشت به همسری خاقان درآید. گردیه جامهٔ رزم پوشید، با تبرگ به نبرد پرداخت و با نیزه کمرگاه پهلوان چینی را بردرید.

💡 چو بشنید آواز او را تبرگ بران اسپ جنگی چو شیر سترگ

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز