تباه کاری

لغت نامه دهخدا

تباه کاری. [ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل تباهکار. خرابکاری. کاری زشت و بد کردن. افساد. تبهکاری. || فسق. فجور. || زنا. رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.

فرهنگ عمید

۱. خراب کاری.
۲. فتنه و فساد.
۳. فسق وفجور.

فرهنگ فارسی

عمل تباهکار ۱- خرابکاری. ۲- فسق فجور. ۳- زنا.

جمله سازی با تباه کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فقیه شهر که گفت از تباه کاری ما ندیده خال تو کایمان کجا تبه گردد

روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز