تب گرفته

لغت نامه دهخدا

تب گرفته. [ ت َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) تب دار. محموم. کسی که گرفتار تب شده باشد:
گر خلافش به کوه درفکنی
کوه گیرد چو تب گرفته گداز.فرخی.|| لرزان از تب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تب دار کسیکه گرفتار تب شده باشد.

جمله سازی با تب گرفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز تاب مهر سوزان تب گرفته چو کبگی باز در مخلب گرفته

💡 گر خلافش بکوه در فکنی کوه گیرد چو تب گرفته گداز

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز