تالوفیت
لغت نامه دهخدا
تالوفیت.[ ل ُ ] ( فرانسوی، اِ ) مأخوذ از فرانسه و در کتب علمی متداول است. شعبه ای ازگیاهان و شامل تمام گیاهانی است که جهاز رویندگی آنان به یک تال منحصر میگردد. فرهنگستان ایران «ریسه داران » را بجای این کلمه انتخاب کرده است. رجوع به ریسه داران و واژه های نو فرهنگستان ایران ( تا پایان سال 1319 هَ. ش. ) ص 106 شود.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از فرانسه و در کتب علمی متداول است شعبه ای از گیاهان و شامل تمام گیاهانی است که جهاز رویندگی آنان به یک تال منحصر میگردد ٠
جمله سازی با تالوفیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اووگونیا برخی از گونههای خاص تالوفیتها معمولاً گرد یا بیضی شکل هستند و محتویات آن به چندین اوسفره بدون هسته تقسیم میشود؛ در حالی که آنتریدیاهای نر، دراز و دارای چندین هسته هستند.
💡 در کتاب تالوفیتها و نیز در کتاب تالوفیتها و نیز در ردهبندی پایانی کتاب بیولوژی جلبکها، دو نام خانواده برای ولوکس نوشته شدهاست.