لغت نامه دهخدا
تازه نگار. [ زَ / زِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) از اسمای محبوب است. ( آنندراج ). معشوق تازه. نگار زیبا و جوان.
تازه نگار. [ زَ / زِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) از اسمای محبوب است. ( آنندراج ). معشوق تازه. نگار زیبا و جوان.
( صفت ) محبوب نوجوان معشوق تازه نگار زیبا و جوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نورالدین رضوی سروستانی در مدت بیش از چهل سال فعالیت هنری خود، دهها تصنیف از خود به جای گذاشت. برخی از تصنیفهای قدیمی موسیقی ایرانی، از جمله تصنیفهای عارف و شیدا، با صدای رضوی سروستانی، از جمله شناختهشدهترین آثار او بهشمار میروند که از آن جمله میتوان، تصنیفهای: بیا تازه نگار من، در به سماع آمدهاست و سلسله موی دوست را نام برد.
💡 کمتر از خارنه ای، دامن گل بویی گیر کمتر از سرونه ای، تازه نگاری به کف آر
💡 خنکا جان و دل غنچه که بر می خیزد هر صباحیش ترو تازه نگاری ز بغل