لغت نامه دهخدا
تاریک میغ. ( اِ مرکب ) میغتاریک. ابر سیاه. ابر تیره. ابر تاریک:
پلارک چنان تاخت از روی میغ
که در شب ستاره ز تاریک میغ.نظامی.
تاریک میغ. ( اِ مرکب ) میغتاریک. ابر سیاه. ابر تیره. ابر تاریک:
پلارک چنان تاخت از روی میغ
که در شب ستاره ز تاریک میغ.نظامی.
( اسم ) ابر تاریک ابر سیاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شه شرق ار که بر آهیخت تیغ ستاره فروشد به تاریک میغ
💡 ایا آفتاب درخشان دریغ که پنهان شدی زیر تاریک میغ
💡 به شمشیر بستانم از کوه تیغ عقاب اندر آرم ز تاریک میغ
💡 همی گفت کای پادشاهی دریغ که ماهت نهان شد به تاریک میغ
💡 بگیرید راهش چو تاریک میغ بدو حمله آرید با تیر و تیغ