تارک شکاف

لغت نامه دهخدا

تارک شکاف. [ رَ ش ِ ]( نف مرکب ) شکافنده تارک. شکننده فرق:
یلان را بمنقار درّنده ناف
سران را بچنگال تارک شکاف.اسدی ( گرشاسبنامه ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) شکافند. تارک شکنند. فرق.

جمله سازی با تارک شکاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدست دو یل تیغ تارک شکاف نمایان چه برق از سر کوه قاف

💡 برون زد فرس از میان مصاف حمایل یکی تیغ تارک شکاف

💡 یلان را به منقار درنده ناف سران را به چنگال تارک شکاف

💡 در روز رزم و بزم، بود دست دست تو؛ تارک شکاف تیغت و، مصحف نگار دست

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز