تارمار

لغت نامه دهخدا

تارمار. ( ص مرکب، از اتباع ) زیر و زبر. کج ومج و پریشان و پراکنده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به ««تال مال »، «تار و مار» و «تال و مال » شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زیر و زبر پریشان و پراکنده.

جمله سازی با تارمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به تنها زند لشکر صدهزار سپاهی به یک حمله زو تارمار

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز