تاج گردون

لغت نامه دهخدا

تاج گردون. [ ج ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از آفتاب. ( آنندراج ). کنایه از خورشید است. ( برهان ). آفتاب عالمتاب. ( مجموعه مترادفات ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب آفتاب عالمتاب.

جمله سازی با تاج گردون

💡 ای تاج گردون گاه تو، مهدی دل آگاه تو یک بندهٔ درگاه تو صد چین و یغما داشته

💡 ای شهنشاهی، که پیش تاج گردون سای تو در بلندی چشمۀ خورشیدباشد ناتوان

💡 کمر بر کلاه فریدون کشید سر تخت بر تاج گردون کشید

💡 تاج گردون محمد آنکه گرفت در بزرگیش ملک و عدل پناه

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز