لغت نامه دهخدا
تاج فتوح. [ ج ِ ف ُ ] ( اِخ ) تاج الفتوح، ظاهراً کتابی بوده است در شرح فتوح محمود غزنوی:
ور استوار نداری بخوان توتاج فتوح
که بیتهاش چو عقد است و شرحهاش درر.عنصری.رجوع به تاج الفتوح شود.
تاج فتوح. [ ج ِ ف ُ ] ( اِخ ) تاج الفتوح، ظاهراً کتابی بوده است در شرح فتوح محمود غزنوی:
ور استوار نداری بخوان توتاج فتوح
که بیتهاش چو عقد است و شرحهاش درر.عنصری.رجوع به تاج الفتوح شود.
تاج الفتوخ ظاهرا کتابی بوده است در شرح فتوح محمود غزنوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور استوار نداری تو تاج فتوح که بیتهاش چو عقدست و شرحهاش درر