لغت نامه دهخدا
بیمه گذار. [ م َ / م ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) بیمه گذارنده. کسی که سرمایه یا کالا یا جان خود را نزد مؤسسه یا شرکت بیمه، بیمه کند. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بیمه شود.
بیمه گذار. [ م َ / م ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) بیمه گذارنده. کسی که سرمایه یا کالا یا جان خود را نزد مؤسسه یا شرکت بیمه، بیمه کند. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بیمه شود.
کسی که جان یا مال خود را در نزد شرکت ها یا بنگاه های بیمه، بیمه می کند.
( اسم ) کسی که سرمایه یا کالا یا جان خود را نزد موئ سسه یا شرکت بیمه بیمه کند.
بیمه گذارنده. کسیکه سرمایه یا کالا یا جان خود را نزد موسسه یا شرکت بیمه بیمه کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت بیمه پارسیان، بیمه نامههای عمر را در طرحها و انواع مختلف ارائه میکند و بیمه گذاران میتوانند به انتخاب خود یکی از طرحهای بیمه عمر این شرکت را انتخاب و خریداری نمایند.
💡 به معنی پرداخت خسارت وارده به بیمه گذار توسط بیمهگر، در صورت وقوع خطر و خسارت به مورد بیمه شده، میباشد.
💡 شرکت بیمه موظف به جبران خسارت وارده به بیمه گذار است لیکن پرداخت خسارت زیان دیده از سوی بیمه گر موجب رفع مسئولیت مقصر حادثه نمی شود؛ در چنین مواردی در قراردادهای بیمه ذکر می شود که شرکت بیمه پس از پرداخت خسارت به بیمه گذار، برای دریافت خسارت از مقصر حادثه، جانشین بیمه گذار می گردد.