لغت نامه دهخدا
بیماره. [ رَ / رِ ] ( ص ) علیل و ناتوان و بیمار. ( آنندراج ). مریض و دردمند و بیمار و رنجور و خسته. ( از ناظم الاطباء ).
بیماره. [ رَ / رِ ] ( ص ) علیل و ناتوان و بیمار. ( آنندراج ). مریض و دردمند و بیمار و رنجور و خسته. ( از ناظم الاطباء ).
علیل و ناتوان و بیمار. مریض و دردمند و بیمار و رنجور و خسته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باد بیزن که کسی بر من بیماره زند از ضعیفی چر مگس باد برد پیکر من
💡 شک درمانگران در این است که موضوعاتی از قبیل انتخاب، مسئولیت پذیری، مرگ و میر یا هدف در زندگی، نگرانیهای اصلی بیماران هستند یا خیر؟. روز به روز، بیماران بیشتری با شکایتهای عمده دربارهٔ فقدان هدف و معنا، وارد درمان میشوند. اغلب برای درمانگر راحتتر است تا این نگرانیها را به عنوان یک سری علائم در نظر بگیرد و به جای چالش خلاقانه با آنها به عنوان تابلویی از جستجو برای یافتن معنا؛ با بیماره دربارهٔ درمان دارویی آنها صحبت کند یا یک سری تمرینات دارای راهنما را تجویز نماید. بسیاری از تشخیصها ممکن است این بحرانهای وجودی را مخفی کند.