بیمار توش

لغت نامه دهخدا

بیمارتوش. ( ص مرکب ) ناتوان. ضعیف:
به ذل غریبان بیمارتوش
به اشک یتیمان پیچیده گوش.نظامی.و رجوع به توش شود.

فرهنگ فارسی

ناتوان. ضعیف.

جمله سازی با بیمار توش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ذل غریبان بیمار توش به اشک یتیمان پیچیده‌گوش