بیرون پوست

لغت نامه دهخدا

بیرون پوست. ( اِ مرکب ) بشره. ( السامی ).

فرهنگ فارسی

بشره ٠

جمله سازی با بیرون پوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون جهانی شبهت و اشکال‌جوست حرف می‌رانیم ما بیرون پوست

💡 مهر آن در جان تست و پند دوست می‌زند بر گوش تو بیرون پوست

💡 جوز و بادام از درون مغز است و بیرون پوست و قشر اندرون پوست پرورده چو بیضه ماکیان

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز