بیرون تر
مترادفها
دورتر
لغت نامه دهخدا
بیرونتر. [ ت َ ] ( ن تف ) ( از: بیرون + تر ) اجنبی تر. بیگانه تر. خارجی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
اجنبی تر بیگانه تر
جمله سازی با بیرون تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیرون تر ازین جهان جهانی دگر است جز جنّت فردوس مکانی دگر است
💡 برای اینکه نور خورشید به داخل اتاق برسد، باید پردهها را کمی بیرون تر از پنجره قرار دهیم تا مانع ورود مستقیم اشعهها نشوند.
💡 اگر کتابها را کمی بیرون تر از قفسه بچینی، ممکن است هنگام بستن درِ کمد، به راحتی با لبهها برخورد کرده و از روی قفسه سقوط کنند.
💡 او تصمیم گرفت که از محدوده امن خود کمی بیرون تر برود و با تجربههای جدیدی در دنیای بزرگ و بیرحم زندگی واقعی روبهرو شود.