لغت نامه دهخدا
بی پولی. ( حامص مرکب ) عمل و حالت بی پول. رجوع به ماده قبل شود.
بی پولی. ( حامص مرکب ) عمل و حالت بی پول. رجوع به ماده قبل شود.
فقر تهیدستی.
عمل و حالت بی پولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در یکی از قسمت های مجموعه کلاه قرمزی ۹۷ نیز صحبت سیاسی کرد و به شرایط، بی پولی، نارضایتی مردم، گرانی و... اعتراض کرد.