بی مشورت

لغت نامه دهخدا

بی مشورت. [ م َ وَ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مشورت = مشورة عربی ) بدون شور و کنگاش. بدون مشاوره و همفکری:
هرکه بی مشورت کند تدبیر
غالبش بر هدف نیاید تیر.سعدی.رجوع به مشورت ومشورة شود.

فرهنگ فارسی

بدون شور و کنگاش. بدون مشاوره و همفکری.

جمله سازی با بی مشورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که بی مشورت کلک تو در قطع امور تیغ را نیست به قدر سر سوزن مدخل

💡 در تفسیر آیه «واَمرهم شُوری بَینهم» و در توضیح حکومت ولایتیه که نائینی آن را به صدر اسلام ارجاع می‌دهد، او معتقد است که این الزام مشورت که در قرآن آمده و در سنت اجرا شده، تعارف نبوده و پیامبر و امام معصوم باید در حکومت مشورت کنند و نظر دیگران را در حاکمیت دخالت دهند تا حکومتشان در صورت و سیرت به استبداد شبیه نشود. در واقع حکومت معصوم هم بی مشورت با مردم استبدادی است.

💡 بی مشورت مباش که سرکردگان راه یک گام بی صلاح توکل نمی زنند