بی قر

لغت نامه دهخدا

بیقر. [ ب َ ق َ ] ( ع اِ ) جولاهه. ( منتهی الارب ) گرجین. ج، بَیاقِر. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

گرجین. جمع: بیاقر

جمله سازی با بی قر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ناگه پی قتل آن بی قرین برون خالد طلحه جست از کمین

💡 آسمانی بی تغیر آفتابی بی زوال پادشاهی بی قرین شاهنشهی صاحبقران

💡 هرگز ندیده اند قرین تو بی قرین در قرنها کواک چرخ از قران خویش

💡 پر از خنده لب آن یل بی قرین یکایک برایشان بخواند آفرین

💡 کافران عشق تو ای بی قرین جمله را نسبت خداوندان دین

💡 لاجرم زد خیمه عشق بی قرین در فضای ملک آن عشق آفرین

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز