بی ستاره

لغت نامه دهخدا

بی ستاره. [ س ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ستاره ) بدون ستاره. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از بداختر و بدطالع. ( آنندراج ). بدبخت و بی طالع. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ستاره شود.

فرهنگ فارسی

بدون ستاره ٠ یا کنایه از بد اختر و بد طالع ٠

جمله سازی با بی ستاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب جوانی من بی ستاره خوب تر است شب مرا به ستاره همی چه آرایی

💡 بی ستاره یک فلک دیدم که اطلس خوانده ام حاکمش اسم محیط است و بفرمان یافتم

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز