کلمه «بیزنهار» به معنای کسی یا چیزی است که بیپناه و بیامان باشد و هیچ امنیت یا حفاظت برای او فراهم نشده باشد. این واژه بیانگر وضعیتی است که فرد یا موجودی در آن در معرض خطر، تهدید یا آسیب قرار دارد و هیچ پوشش یا امانتی برای حمایت از او وجود ندارد. در ادبیات فارسی، «بیزنهار» اغلب برای نشان دادن ضعف، بیپناهی یا اضطرار کسی به کار میرود و بار احساسی شدیدی دارد. این اصطلاح میتواند درباره افراد، مکانها یا شرایطی که در آن امان و امنیت نیست به کار رود و در عین حال تصویری از شکنندگی و قرار گرفتن در وضعیت آسیبپذیر ارائه دهد. در مجموع، این واژه نشاندهنده وضعیتی است که فرد یا شیء از حمایت، امنیت و امان برخوردار نیست و در معرض خطر قرار دارد.
بی زنهار
لغت نامه دهخدا
بی زنهار. [ زِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + زنهار ) بی امان. کسی که به او امنیت داده نشده باشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه امان ندارد. || که در آن امان و امنیت نیست. فاقد امان. بی امان: تا آفتاب سوزان شما را در این وادیها بی زنهار نسوزاند و هلاک نکند. ( معارف بهاءالدین ولد ). || آنکه امان ندهد. ( آنندراج ). بی امان: پس اولیا.... آمده اند تا از این نار بی زنهارترا برکشند و بیرون کنند. ( معارف بهاءالدین ولد ).
زیر پای چرخ کجرفتار چون خوابد کسی
در ره این سیل بی زنهار چون خوابد کسی
تشنه خونست تیغ آبدار کهکشان
زیر این شمشیر بی زنهار چون خوابد کسی.میرزاصائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بی امان. کسیکه باو امنیت داده نشده باشد. یا که در آن امان و امنیت نیست ٠
جمله سازی با بی زنهار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشو ایمن زچشم شرمگین آن کمان ابرو که چندین تیغ بی زنهار در زیر سپر دارد
💡 خبر نداشتم از شعله های بی زنهار به آب راند مرا جویبار گریه شمع
💡 خانه ما در پناه پستی دیوار ماند ورنه سیلاب حوادث سخت بی زنهار بود
💡 در چمن جز ریختن خون صراحی را به جام دست بی زنهار او پروای گل چیدن نداشت
💡 کشتنی چون دیر کشتن نیست صید عشق را الحذر از تیغ مژگانی که بی زنهار نیست