بی حدوث

لغت نامه دهخدا

بی حدوث. [ ح ُ ] ( ص مرکب )زایل نشدنی. قدیم. جاودان. همیشه. باقی:
باد رایت بی تباهی باد شخصت بی حدوث
باد جاهت بی تناهی باد جانت بی ضرر.سنائی.

فرهنگ فارسی

زایل نشدنی ٠ قدیم ٠ جاودان ٠ همیشه ٠ باقی ٠

جمله سازی با بی حدوث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ره او نه پ ا و نی قدم است منزلش بی حدوث از قدم است

💡 باد رایت بی تباهی باد شخصت بی حدوث باد جاهت بی تناهی باد جانت بی ضرر

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز