بیبر صفتی مرکب است که به معنای بیثمر، بیبار و بدون میوه به کار میرود. این واژه معمولاً برای توصیف درخت یا گیاهی استفاده میشود که میوه نمیدهد یا حاصل ندارد. در فرهنگهای فارسی مانند دهخدا، عمید و دیگر منابع، بیبر به معنای نازا و بیحاصل آمده است. برای مثال وقتی میگویند «درخت بیبر»، یعنی درختی که میوهای بر آن نمیروید. این واژه در علوم کشاورزی نیز کاربرد دارد و به گیاهی گفته میشود که توانایی باردهی ندارد. معادل علمی آن در برخی منابع «نازا» یا در زبان انگلیسی acarpous ذکر شده است. همچنین در برخی گویشها و متون قدیمی، بیبر به نام نوعی گیاه یا فلفل سبز نیز اشاره داشته است. با این حال، معنی رایج آن همان بیمیوه و بیثمر بودن است. این واژه میتواند به صورت مجازی نیز به کار رود، مانند تلاش بیبر که یعنی کوششی بینتیجه. در نتیجه، این واژه به معنای چیزی است که میوه، حاصل یا نتیجهای نداشته باشد.
بی بر
لغت نامه دهخدا
بی بر. [ بی ب َ ] ( ص مرکب ) بی ثمر. بی بار. رجوع به بر شود. || ( اِ مرکب ) سپستان. ( از الفاظ الادویه ). گیاهی است که از آن ترشی اندازند. ( یادداشت بخط مؤلف ). فلفل سبز ( لهجه قزوین ).
فرهنگ عمید
ویژگی چیزی که میوه نمی دهد، بی میوه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی ثمر بی میوه بدون حاصل: درخت بی بر.
فرهنگستان زبان و ادب
{acarpous, acarpic} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی گیاهی که نازا است
جمله سازی با بی بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم بی بر و باری نبود عاقبت الامر در باغ جهان هر که بر آورد نهالی
💡 خوشا آندل که از غم بهرهور بی بر آندل وای کز غم بیخبر بی
💡 مردم همان ز سایه ما فیض می برند مانند سرو و بید اگر بی بر آمدیم
💡 چو افتاد آن نهال تازه و تر صنم خود بود شاخ سبز بی بر
💡 هیچ خودبین، از خدا خرسند نیست شاخ بی بر، در خور پیوند نیست