«بگلر» واژهای با ریشه ترکی است که در زبان فارسی نیز وارد شده و به عنوان صفت و اسم به کار رفته است. این واژه در اصل برای اشاره به افراد صاحب مقام و نفوذ استفاده میشده است. در منابع لغوی، «بگلر» به معنای «امیر» و «بزرگ» آمده و به کسی گفته میشود که ریاست، فرماندهی یا جایگاه اجتماعی بالایی دارد. این واژه معمولاً برای بزرگ شهر، رئیس طایفه یا سردسته یک گروه یا ایل به کار میرفته و نشاندهنده اقتدار و احترام اجتماعی بوده است. در ساختارهای ایلی و عشایری، «بگلر» عنوانی مهم محسوب میشده و نقش مدیریتی و تصمیمگیرنده در امور جمعی داشته است. علاوه بر معنای عنوان و مقام، «بگلر» به نام یکی از تیرههای منطقه چرام در کهگیلویه فارس نیز اطلاق میشود که نشاندهنده کاربرد جغرافیایی و قومی این واژه است. این واژه معمولاً بار معنایی احترامآمیز دارد و با مفاهیمی مانند رهبری، بزرگی، قدرت و مسئولیت همراه است.
بگلر
لغت نامه دهخدا
بگلر. [ ب ِ / ب َ ل َ ] ( ترکی، اِ مرکب ) بیگلر. امیر و بزرگ را گویند. ( آنندراج ). به ترکی امیر و بزرگ را گویند. ( غیاث ). و رجوع به بیگلر شود.
بگلر. [ ب َ ل َ ] ( اِخ )تیره ای از چرام قسمت دوم از اقسام چهار بنیچه ایل جاکی کهگیلویه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
فرهنگ عمید
بزرگ طایفه، امیر.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - امیر. ۲ - بزرگ شهر یا طایفه.
جمله سازی با بگلر
💡 هیچ غم جان مخور ار جان برفت بگلر لشکرگه جانت کنم
💡 هست طاغی بگلر زرینقبا هست شاکر خستهٔ صاحبعبا