رب العباد عنوانی است که در زبان فارسی و ادبیات عرفانی، به معنای پروردگار بندگان یا آفریننده و نگهدارنده همه خلایق به کار میرود و مراد و مقصود از بهکارگیری آن، اشاره مستقیم به خدای تبارک و تعالی است. این ترکیب، اوج مرتبه ربوبیت و سلطنت الهی را ترسیم میکند، زیرا دلالت بر سرپرستی و پرورش تمامی موجودات ذیروح و انسانها دارد که در مقام بندگی و وابستگی به حضرت حق قرار دارند. در این مقام، پروردگار نه تنها خالق است، بلکه مدبر، رازق و حافظ ابدی عالمیان نیز محسوب میشود.
این مفهوم عمیق در اشعار عرفا و سخنوران بزرگ فارسیزبان نمود یافته است؛ چنانکه در بیت منسوب به مولانا جلالالدین محمد بلخی آمده است: «گفت شیر آری ولی رب العباد / نردبانی پیش پای ما نهاد.» این کلام، بیانگر این حقیقت است که هرگونه قدرت ظاهری مانند شیر که نماد قدرت است، در برابر قدرت مطلق پروردگار جهان که تمامی امور را از پیش تدبیر نموده و مسیرهای لازم برای رسیدن به کمال را فراهم میسازد، ناچیز است. نردبان نهادن، استعارهای است از فراهم آوردن اسباب هدایت و وسایل دسترسی به حقایق غیبی برای سالکان طریق.
بنابراین، کاربرد رب العباد در متون ادبی، فراتر از یک توصیف ساده است؛ این واژه تجلیدهنده توحید افعالی و نقش محوری خداوند در تمام شئونات هستی است. تأکید بر عباد، یادآور مسئولیت انسان در قبال خالق خود و لزوم پاسداری از مقام بندگی است، در حالی که اشاره به رب، اطمینانبخش انسان است که در هر شرایطی، قدرتی متعالی و مهربان، مدبر امور اوست و مسیر هدایت را به بهترین شکل ممکن برایش هموار میسازد.