بکبر

لغت نامه دهخدا

بکبر. [ ب َ ب َ] ( اِ ) دوایی است که آنرا خیار چنبر گویند و در مسهلات بکار برند و بعضی گویند آن لغت هندی است. ( برهان )( آنندراج ). خیار چنبر که فلسهای جوف آنرا مانند مسهل بکار می برند و معروف به فلوس می باشد. ( ناظم الاطباء ). خیار شنبر به هندی شکاعی گویند. ( مؤید الفضلاء ).

فرهنگ فارسی

دوایی است که آنرا خیار چنبر گویند و در مسهلات بکار برند و بعضی گویند این لغت هندیست. خیار چنبر که فلسهای جوف آنرا مانند مسهل بکار می برند و معروف به فلوس میباشد. خیار چنبر به هندی شکاعی گویند.

جمله سازی با بکبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا شبی آن خواجه بکبر تمام بود بیک کوچه روان با غلام

💡 پشتم بشکست ز آسیب چرخ زانکه بکبر اندر بینم پلنگ

💡 بکبر پلنگ و برفتار شاهین به قد هیون و به زور غضنفر

💡 بکبر حق بداد او کبر خود را تذلل کرد مر ذات الاحد را

💡 شد انسانی که دارد در حقیقت تحقق او بکبری برزخیت

💡 میرفت بکبر و ناز و می گفت بی من چه کنی به لابه گفتم

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز