بوطمعی

لغت نامه دهخدا

بوطمعی. [ طَ م َ ] ( حامص مرکب ) طمع داشتن. حریص بودن:
زآن پس که چار صحف قناعت بخوانده ای
خود را ز لوح بوطمعی عشرخوان مخواه.خاقانی.

جمله سازی با بوطمعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان پس که چار صحف قناعت بخوانده‌ای خود را ز لوح بوطمعی عشر خوان مخواه