بوسه فریب

لغت نامه دهخدا

بوسه فریب. [ س َ/ س ِ ف َ ] ( نف مرکب ) کسی که بطور مکر و حیله بوسه میکند. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || از صفات دهان و لب محبوب. ( آنندراج ):
من بسته ام لب طمع اما نگار من
دارد دهان بوسه فریبی که آه از او.صائب ( از آنندراج ).این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا
ترسم آیینه ز دیدار تو قانع نشود.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که با مکر و خدعه یار را میبوسد. یا دهان بوسه فریب. دهان بوسه طلب.

جمله سازی با بوسه فریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود

💡 ادب عشق مگر مانع جرأت گردد ورنه پر بوسه فریب است دهانی که تراست

💡 من بسته ام لب طمع، اما نگار من دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!

💡 من بسته‌ام لب طمع، اما نگار من دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!

💡 خزان رسید وگل افشانی بهار نماند به دست بوسه فریب چمن نگار نماند

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز