لغت نامه دهخدا
به گزیده. [ ب ِه ْ گ َ دَ/دِ ] ( اِ مرکب ) رنگی است سرخ مایل به بنفشه مانا به لکه واری که آنرا بناخن زده یا بدندان گزیده باشند. ( آنندراج ):
تریاق صبر چاره دردم نمیکند
آن رنگ به گزیده دلم را گزیده است.حاجی سابق ( از آنندراج ).
به گزیده. [ ب ِه ْ گ َ دَ/دِ ] ( اِ مرکب ) رنگی است سرخ مایل به بنفشه مانا به لکه واری که آنرا بناخن زده یا بدندان گزیده باشند. ( آنندراج ):
تریاق صبر چاره دردم نمیکند
آن رنگ به گزیده دلم را گزیده است.حاجی سابق ( از آنندراج ).
رنگی است سرخ مایل به بنفشه مانا به لکه واری که آنرا بناخن زده یا به دندان گزیده باشند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زادسپرم یا زاتسپرم پسر گشن جم، یکی از پیشوایان زرتشتی دوره عباسیان و دستور کرمان و سیرجان بود. وی در حدود سده سوم هجری میزیست و پدرش گشن جم شاپوران نیز از موبدان بنام آن دوره بود. شهرت وی بدلیل نوشتن کتابی بود در فقه زرتشتی که به گزیدههای زادسپرم نامور شد.