لغت نامه دهخدا
به بیوس. [ ب ِه ْ ب َ ] ( ص مرکب ) امیدوار. که چشم نیکی دارد. که انتظار خیر می برد:
گربه به بیوس نتوان برد
هم در این بیشه بود شیر عرین.انوری.رجوع به ماده بعد شود.
به بیوس. [ ب ِه ْ ب َ ] ( ص مرکب ) امیدوار. که چشم نیکی دارد. که انتظار خیر می برد:
گربه به بیوس نتوان برد
هم در این بیشه بود شیر عرین.انوری.رجوع به ماده بعد شود.
امیدوار. که چشم نیکی دارد که انتظار خیر می برد.
💡 گربهٔ به بیوس نتوان بود هم در این بیشه بوده شیر عرین