لغت نامه دهخدا
بنشاندن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) رجوع به نشاندن شود.
بنشاندن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) رجوع به نشاندن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا بکام دل بدسگال بنشاندن نه مقتضی کرم بود، لکن اکنون شد