بماننده

لغت نامه دهخدا

بماننده ٔ. [ ب ِ ن َن ْ دَ / دِ ی ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) کلمه تشبیه. ( آنندراج ). شبیه. نظیر. همتا. بمانند. رجوع به بمانند و مانند شود:
بماننده نامدار اردشیر
فزاینده و فرخ و دلپذیر.فردوسی.بی هیچ اختیار من این جانگزای رنج
در گردنم فتاده بماننده دوا.واله هروی ( از آنندراج ).

جمله سازی با بماننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وان قوم بماننده افواج شکسته هر سوی روان سوی عدم دست به دسته

💡 همه چشمه ها بد پر از لای و گل بماننده ی مرغزار چگل

قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز