لغت نامه دهخدا
بلسبنه. [ب َ ل َ ب ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش کوچصفهان شهرستان رشت. سکنه آن 700 تن. آب آن از نهر نورود، خمام رود، و سفیدرود و محصول آن برنج و ابریشم و صیفی کاری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
بلسبنه. [ب َ ل َ ب ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش کوچصفهان شهرستان رشت. سکنه آن 700 تن. آب آن از نهر نورود، خمام رود، و سفیدرود و محصول آن برنج و ابریشم و صیفی کاری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۷۸ نفر (۳۱۶خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۳۵ نفر (۲۹۷خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶۲ نفر (۱۰۷خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴۱ نفر (۱۸۸خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۲۶ نفر (۴۲۷خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴۸ نفر (۲۶۴خانوار) بودهاست.