بلاق

لغت نامه دهخدا

بلاق. [ ب ُ ] ( ترکی، اِ ) بولاق. بلاغ. چشمه آب، از لغات ترکی است. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). در اسامی امکنه ترکیب شود مانند ساوجبلاق. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بلاغ شود. || حلقه ٔبینی که زیور زنان است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
بلاق. [ ب ِ ] ( اِخ ) شهری است در انتهای عمل صعید و ابتدای بلاد نوبة، چون مرز و سرحدی بین آن دو. ( از معجم البلدان ) ( از مراصد ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) چشم. آب. توضیح در اسامی امکنه ترکیب شود مانند: ساوجبلاق.

جمله سازی با بلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه آق بلاق مربوط به هزاره اول قبل از میلاد - دوره اشکانیان است و در شهرستان مشگین‌شهر، بخش مرکزی، دهستان دشت، روستای نصیرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۳۲۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 پس از سی سال، زمانی که بلاق‌دره‌ای‌ها مصوبات اهل «حل و عقد» را سبک‌سنگین می‌کنند، میان کابل و زابل سرها و دست‌های بریده شده رد و بدل می‌شود. تحریم‌های متوالی بلاق‌دره را به ستوه می‌آورد. خط جنگ از دو انتهای بلاق‌دره بسوی پایگاه لمبریک نزدیک‌تر می‌شود. قوماندان مراد به سختی مقاومت می‌کند. کشته شدن مردان همراهش قبرستان بلاق‌دره را وسعت می‌دهد. خودش نیز بدست مولوی تورگل اعدام می‌شود.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز