بلائی

لغت نامه دهخدا

بلائی. [ ] ( اِ ) قسمی گندم که در سیستان زراعت میشود. و آنرا نیشکی نیز گویند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با بلائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر لحظه رسد به من بلائی دیگر آید به دلم زخم ز جائی دیگر

💡 هر بلا کز حضرتش ما را بود خوش بلائی از چنان والا بود

💡 دردی و بلائی و شفائی و جفائی آخر چه بلائی نه مگر تو تن مائی

💡 از بلا چون کار ما بالا گرفت گر بلائی یافتی بالا نشین

💡 بلائی کان مرا در گردن آمد یقین دانم که آن هم از من آمد

💡 هر بلائی که او به ما بخشید ملک جمشید می دهد ما را

الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز