لغت نامه دهخدا
بلا خواستن. [ ب َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) درخواستن بلا کسی را. طلبیدن بلا برای کسی. رسیدن محنتی بر کسی آرزو کردن.
بلا خواستن. [ ب َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) درخواستن بلا کسی را. طلبیدن بلا برای کسی. رسیدن محنتی بر کسی آرزو کردن.
درخواستن بلا کسی را. طلبیدن بلا برای کسی. رسیدن محنتی بر کسی آرزو کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل چو به جوش آیدی عذر بلا خواستن جان چو بیاسایدی شکوه ز غم داشتن