لغت نامه دهخدا
بلابالا. [ ب َ ] ( ص مرکب ) با قامت فتنه انگیز. که بالایی فتنه انگیز دارد. با بالای بلا و فتنه ساز. || از اسماء معشوق است. ( آنندراج ).
بلابالا. [ ب َ ] ( ص مرکب ) با قامت فتنه انگیز. که بالایی فتنه انگیز دارد. با بالای بلا و فتنه ساز. || از اسماء معشوق است. ( آنندراج ).
با قامت فتنه انگیز ٠ که بالایی فتنه انگیز دارد ٠ با بالای بلا و فتنه ساز ٠ یا از اسمائ معشوق است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر این جا آن بلا بالا گرفته بلا اندر زمین بالا گرفته
💡 از بلا چون کار ما بالا گرفت مبتلا شو در بلا بالا نگر
💡 خط دمید از رخ او کار بلا بالا شد یارب این فتنه پنهان ز کجا پیدا شد
💡 ز صیدگاه تو جستن نمی توان که تراست خدنگ غمزه کمان ابرو و بلا بالا
💡 یارب آن ترک بلا بالا کجاست سرو ناز کوه استغنا کجاست
💡 به دور چشم مست او جهان پرفتنه می بینم بلا بالا گرفت امروز در عالم از آن بالاش