بطیر

لغت نامه دهخدا

بطیر. [ ب َ ] ( ع ص ) کفانیده و شکافته شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).مبطور. مشقوق. کفیده. || ( اِ ) پچشک ستور.( منتهی الارب ). پزشک ستور. ( ناظم الاطباء ). دام پزشک.

جمله سازی با بطیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من شاهباز حضرتم، عنقای قاف قربتم بی شک همای دولتم، اینجا بطیران آمده

💡 بطیر عارفان سیرم بدل شد مقامی نیست اندر هیچ جایم

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز