بضیاء

بضیاء

واژه «بِضِیاء» در زبان عربی از ترکیب حرف جر «بِـ» به معنای «با» یا «به‌واسطه» و واژه «ضِیاء» به معنای «نور، روشنایی و تابش» تشکیل شده است و در مجموع مفهوم «با نور» یا «در پرتو روشنایی» را بیان می‌کند. این ترکیب در متون عربی برای توصیف حالتی به کار می‌رود که چیزی همراه با نور یا در وضعیت روشن و نورانی قرار دارد. ریشه اصلی آن «ضیاء» است که در قرآن کریم و ادبیات عربی به معنای روشنایی ذاتی و تابش نور نیز به کار رفته است. اضافه شدن حرف جر «بـ» به این واژه، معنای همراهی یا وسیله بودن نور را تقویت می‌کند و حالت توصیفی جدیدی ایجاد می‌نماید. از نظر معنایی، «بضیاء» می‌تواند بیانگر روشن بودن یک شیء یا قرار گرفتن آن در محیطی نورانی باشد. در کاربردهای تفسیری، این ترکیب گاهی برای اشاره به هدایت، روشنایی معنوی یا نور معرفت نیز استفاده می‌شود. ساختار این واژه نشان‌دهنده شیوه رایج در زبان عربی برای ایجاد ترکیب‌های معنایی از طریق حروف جر است. در تحلیل لغوی، «ضیاء» از مفاهیم بنیادین مرتبط با نور در زبان عربی محسوب می‌شود که در برابر ظلمت و تاریکی قرار می‌گیرد. بنابراین «بضیاء» نه یک واژه مستقل ساده، بلکه یک ترکیب معنایی است که بر همراهی با روشنایی دلالت دارد. در مجموع، این واژه مفهوم قرار داشتن در نور یا به‌وسیله نور روشن شدن را در قالبی کوتاه و فشرده بیان می‌کند.

متضادها

تاریکی، ظلمت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)ضوء (۶ بار)
نور: چنانکه در مفردات و قاموس و اقرب گفته. مصدر نیز به کار رفته است: «ضاءَ الْقَمَرُ ضَوْءً: اَنارَوَ اَشْرَقَ» ضیاء نیز به معنی نور است. یعنی: کیست معبودی جز خدا که به شما نوری بیاورد. به تصریح اهل لغت «اضاء» از باب افعال لازم و متعدی به کار رفته. قرآن مجید این مطلب را تأیید می‏کند مثل:. که لازم آمده یعنی نزدیک است برق چشمهانشان را بر باید هر وقت بر آنها روشن شد در آن راه می‏روند. و مثل. که متعدی به کار رفته یعنی: چون آن چه را که در اطرافش هست: چون آنچه را که در اطرافش هست روشن کرد. در آیه و به تورات ضیاء اطلاق شده زیرا که چون نور راه زندگی را روشن می‏کند مثل:. و نحو. *. در اقرب الموارد گوید: به قولی ضیاء آن است که بالذات باشد مثل نور خورشید. و نارو نور آن است که بااعرض و اکتسابی باشد در مجمع فرماید: ضیاء در کشف تاریکی‏ها از نور ابلغ است زمخشری نیز مثل مجمع گفته. بیضاوی قول اقرب الموارد را نقل می‏کند. شاید از این سخن استظهار شود: علت به کار رفتن ضیاء در شمس و نور در قمر اکتسابی بودن نور قمر از خورشید است در آیه،. ملاحظه می‏شود باز به قمر نور اطلاق شده و به خورشید سراج با ملاحظه کلمه «شمس» در قرآن، خواهیم دید که به آن نور اطلاق نشده است.

جمله سازی با بضیاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور که هست عالم فانی به ذات او معمور