بشنیدن

بشنیدن

«بشنیدن» مصدر کهن در زبان فارسی است که ریشه در فعل «شنیدن» دارد و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و شعر فارسی به کار رفته است. این واژه به معنای گوش فرا دادن، دریافت صدا یا آگاه شدن از سخن، خبر یا رویدادی از راه شنیدن است. «بشنیدن» علاوه بر معنای ظاهری شنیدن صدا، در کاربردهای ادبی به معنای توجه کردن و پذیرش سخن نیز آمده است. در آثار شاعران بزرگی چون فردوسی، سعدی و مولوی، «بشنیدن» اغلب همراه با مفهوم اندرزپذیری و فهم عمیق به کار رفته است. این کلمه معمولاً برای تأکید بر حالت رسمی، فاخر یا ادبی متن استفاده می‌شود و در گفتار روزمره کمتر کاربرد دارد. از نظر دستوری، «بشنیدن» مصدر ساده است و شکل امروزی و رایج‌تر آن «شنیدن» محسوب می‌شود. کاربرد این واژه، فضایی کلاسیک و ادبی به متن می‌بخشد و یادآور زبان فارسی کهن است.

لغت نامه دهخدا

بشنیدن. [ ب ِ ش ِدَ / ب ِ دَ ] ( مص ) شنیدن. استماع کردن:
تهمتن چو بشنید گفتار دیو
برآورد چون شیر جنگی غریو.فردوسی.رجوع به شنیدن شود.

فرهنگ فارسی

شنیدن. استماع کردن.

جمله سازی با بشنیدن

💡 نبینی مرد را جز دیدن خویش نظر کن این زمان بشنیدن خویش

💡 چه ماندست این زمان جز دیدن من حقیقت گفتن و بشنیدن من

💡 چون خنده گلست زبس ضعف ناله ام کز لب چو بگذرد بشنیدن نمی رسد

💡 به سرو قامت دلدار خود نظر کردن نوای بلبل خوش خوان ز شاخ بشنیدن

💡 چه گویم و چه ز من بشنوی که درد دلم بگفتن و بشنیدن نمیشود آخر

ایذه یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز