بسیار دان
مترادفها
بسیار دانا، بسیار باهوش
متضادها
نادان، احمق، بیخرد
فرهنگ عمید
کسی که بسیار می داند، عالِم، دانشمند، علامه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) قسمی انار پردانه.
جمله سازی با بسیار دان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باری بدانمی که چگونست زیر خاک آن تیغ آب دادهٔ بسیار دان تو
💡 شگرف دانش و بسیار دان و اندک حرف درازفکرت و کوتهبیان و چربسخن
💡 نیک بنگر کلک او را تا ببینی پیکری بیبصر باریکبین و بیخرد بسیار دان
💡 قابل و بس عاقل و بسیار دان داشت استعداد و شد اسراردان
💡 کسی میزند لاف بسیار دانی که دارد سری از سر من تهیتر
💡 میری چنین بسیار دان با زیردستان مهربان هنگام گفتار از زبان نقل مهنا ریخته