بسحاق

لغت نامه دهخدا

بسحاق. [ ب ُ ] ( اِخ ) رجوع به بسحق شود.

جمله سازی با بسحاق

💡 شعر بسحاق و کفته قاری تا کرا بخت و تا که را روزیست

💡 صوفی غزلت نیست چو بسحاق ولیکن با رستم دستان نزند هر که بر افتاد

💡 خرقه را ساقی زیارت کن بجو برد یمن نیست هم کم زردکی و ریشه بسحاق را

💡 خواجه بسحاق پیر صاحبدل بود شمعی درین کهن فانوس

💡 داخل به شعر البسه مسواک کرده‌ایم بسحاق اگر به اطعمه دارد زوال‌ها

💡 وان دگر سرگشته آن بسحاق دانشور که هست شعر روح افزاش حلوای مذاق مرد و زن

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز