بست نشستن
متضادها
برخاستن، ایستادن
لغت نامه دهخدا
بست نشستن. [ ب َ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پناهنده شدن در مشهد مقدسی یا عتبه ای از اعتاب عالیات یا خانه یکی از مجتهدان و علمای بزرگ یا اصطبل شاهی یا تلگراف خانه و یا مجلس شورای ملی و جز آن. متحصن شدن. تحصن. پناه بردن به بست. رجوع به بست شود:
ای فکنده امل دراز آهنگ
بست منشین که نیست جای درنگ.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(بَ. نِ شَ یا ش ِ تَ ) (مص ل. ) متحصن شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پناه بردن به بست متحصن شدن.
پناهنده شدن در مشهد مقدسی یا عتبه از اعتاب عالیات یا خانه یکی از مجتهدان و علمای بزرگ یا اصطبل شاهی یا تلگراف خانه و یا مجلس شورای ملی و جز آن تحصن پناه بردن به بست ٠
ویکی واژه
متحصن شدن.
جمله سازی با بست نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهميت اين موضوع وقتى روشنتر مى شود كه به زشتىقتل و كشتار انسان در آئين يهود كه با اهميت خاصى از اين موضوع سخن گفته توجهگردد، آئين يهود بقدرى اين جنايت را بد مى دانست كه بنا به نوشته (قاموس كتابمقدس ) صفحه 687: (قتل عمد و قباحت آن به طورى در نزد اسرائيليان اهميت داشت كهبه مرور ايام با بست نشستن در شهرهاى بست، و يا ملتجى شدن به اماكن مشرفه سبباستخلاص و برائت ذمه قاتل نمى شد، بلكه در هر صورت وى را قصاص مى نمودند).