خانه نشستن

لغت نامه دهخدا

خانه نشستن. [ ن َ / ن ِ ن ِش َ ت َ ] ( مص مرکب ) فرورفتن بعضی از خانه ها بعد از ساخته شدن و تمام گشتن آن. رخته در سقف و دیوار خانه پدید آمدن. ( از آنندراج ). فرورفتن خانه:
خانه ای ساختم برای نشست
خود نشست و مرا مسافر کرد.استاد ( از آنندراج ).ز دل شکستگی آه از جگر زبانه کشید
که خانه چون بنشیند غبار برخیزد.اشرف ( از آنندراج ).از نشینندگان کسی چو نماند
عاقبت چون نشست خانه ما.اشرف ( از آنندراج ).|| در خانه نشستن؛ انزوا اختیار کردن. عزلت گرفتن. گوشه گرفتن.

فرهنگ فارسی

فرو رفتن بعضی از خانه ها بعد از ساخته شدن و تمام گشتن آن.

جمله سازی با خانه نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیر شکسته را نفرستند بهر کار من برگ و ساز خانه نشستن نداشتم

💡 از نظر آفتاب گشت زمین لاله زار خانه نشستن کنون هست وبال وبال

💡 چو در خانه نشستن گشت بسیار دلش بگرفت از خانه بیک بار

💡 به خانه نشستن بود کار زن برون کار مردان شمشیرزن

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز