بزیجان

لغت نامه دهخدا

بزیجان. [ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حمزه لوی بخش خمین کمره شهرستان محلات. سردسیر. سکنه 131 تن. آب آن از قنات و محصول آن نخود و انگور و شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی. راه آن مالرو است. مزرعه امیریه و سعادت آباد جزء این ده است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 1 ).

جمله سازی با بزیجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزیجان تنها مرکز کشت بید قرمز در سراسر کشور است و بید قرمز این روستا به عنوان یک محصول بین‌المللی ثبت شده‌است، برداشت بید قرمز معمولاً هر ساله از اواسط آبان ماه آغاز و گاهی تا پایان اسفند ادامه می‌یابد، این محصول بیشتر به کشورهای حوضه اسکاندیناوی، هلند و ژاپن صادر می‌شود.

💡 بزیجان روستایی در دهستان باقرآباد بخش مرکزی شهرستان محلات استان مرکزی ایران است.

💡 در واقع افراد این سه روستا را در خارج از این منطقه به اسم بزیجانی شناخته و معروف اند.

💡 بید قرمز هم از محصولات انحصاری این روستا و منطقه بزیجان(بزی جان) در دنیا می باشد.