بزکی
لغت نامه دهخدا
بزکی. [ ب َ زَ کا ] ( ع اِمص ) شتاب روی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
شتاب روی.
جمله سازی با بزکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انیا باستیانینی ملقب به لابستیا به معنی ( جانور) در شهر ریمینی ایتالیا به دنیا آمد وی همشهری مارکو بزکی است او از سن ۳ سالگی موتورسواری را با موتورهای مینی شروع کرد.و از آن سال رده های سنی مختلف با حجم موتور مختلف به ترتیب از ۷۰ سی سی ۱۰۰ سی سی و ۱۲۵ سی سی مسابقه میداد.