بزرگ فرمان

لغت نامه دهخدا

بزرگ فرمان. [ ب ُ زُ ف َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) فرمان عظیم. || با فرمان بزرگ. در سوابق ایام آنرا که اکنون بعربی وزیر خوانند و بعد از شاه حکم او بر همه روان است بپارسی بزرگ فرمان خواندندی، و در تاریخ فارس آمده که کیخسرو چون خدمات گودرز را بدید او را بزرگ فرمان فرمود که هیچ منزلت از آن برتر نبودی و نایب شاه شدی. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). بزرگ فرمای.

فرهنگ فارسی

فرمان عظیم امر های عظیم.

جمله سازی با بزرگ فرمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرد جرم و بزرگ فرمان بود راست چون خاتم سلیمان بود