برچین

برچین

لغت نامه دهخدا

برچین. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) بالای دیوار. فلغند. ( یادداشت مؤلف ). پرچین.خار و غیره که گرد کشت گیرند. رجوع به پرچین شود.
برچین. [ ب ُ ] ( اِ ) کارگر موقت که درمزارع گیرند برای درو کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کارگر موقت که در مزارع گیرند برای درو کردن.

دانشنامه عمومی

برچین ( به انگلیسی: Brechin ) یک شهرک در اسکاتلند است که در آنگوس واقع شده است. برچین ۷٬۱۹۹ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با برچین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا تا گویدم برچین و تا کی گویدم برخیز به خوان اشک چشم و خون دل عمریست مهمانم

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال برچین سیتی، باشگاه فوتبال داندی، باشگاه فوتبال مادرول، و باشگاه فوتبال فالکیرک اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال برچین سیتی و باشگاه فوتبال داندی یونایتد اشاره کرد.

💡 بنشین ز هوس تا کی در گرد جهان گردی فارغ شو ازین معنی وین عرصه دمی برچین

💡 در پای قدح بنشین زیبا صنمی بگزین اسباب ریا برچین، کمتر ز دعا دم زن

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده است می‌توان به باشگاه فوتبال کیلمارنوک و باشگاه فوتبال برچین سیتی اشاره کرد.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز